حتمآ عیسی درباره رفتار هایش بسیار اندیشیده است .

او می دانست در قرن های آینده گفته هایش عوض خواهد شد و باید الگویی از خودش به جا می گذاشت

نخستین معجزه اش چه بود ؟ شفای نابینا  درمان یک افلیج یا اخراج شیطان از بدن جن زده نبود  بلکه

تبدیل آب به شراب و هیجان بخشیدن به یک مهمانی بود .

یاران مردش ؟ کسانی نبودند که رهبر فرهنگ و مذهب آن عصر بر عهده داشتند  بلکه 

 مردانی عادی بودند که با ثمره تلاش خود می زیستند .

یاران زنش ؟ کسی چون مارتا نبود که به وظایف خانگی اش عمل می کرد  بلکه ماریا بود که آزادانه از

او پیروی می کرد .

نخستین قدیس اش ؟  نه یکی از رسولان بود ونه یکی از شاگردان ونه یکی از پیروان وفادارش  بلکه

دزدی بود که در کنارش جان سپرد .

جانشینش ؟ کسی نبود که بیشتر از دیگران به آ موخته هایش عمل می کرد  کسی بود که در لحظه ای که

عیسی بیش از همیشه به یاری نیاز داشت او را انکار کرد ( مقصود پطرس حواری است که پس از اسیر

شدن حضرت عیسی درست سه بار او را انکار نمود )

و سر انجام هیچ یک از روش های او در کتاب راهنمای رفتار نیک نیامده است .